جليل جعفري
خواستم چيزي بنويسم در مورد عشقي كه من و ما به صالحه داريم. ديدم نميتوانم. ديدم زبان ديوارها گوياتر است. ديدم زمين زير پاش چه عشقي ميكند با كف دمپاييهاش. خيلي چيزهاي ديگر ديدم كه خيال ندارم بگويم. يعني نمیتوانم بگويم چون از ذاتالريه ميترسم. امروز از صبح سيگار نكشيدهام. از ترس ذاتالريه. دكترها ميگويند سرفه همراه با خلط و درد سينه علامت ذاتالريه است. من دوست ندارم از ذاتالريه بميرم. ميخواهم بمانم. ميخواهم وقتي خوب شدم دوباره سيگار بكشم تا خوب به عشق صالحه فكر كنم. شايد بعدا يك روايت از عشق صالحه نوشتم. شايد. برايم دعا كنيد.
کی گفته که این زن به شما میخندد ؟ این زن به آقای نظری میخندد ...
طرف عاشق دو آتيشه بوده كه اينجوري رو در و ديوار عشق شو فرياد زده.
جسارتت ستودنی است
موفق باشید . مواظب باش چشم نخوری .می بینمت
جالبه
بازم شكار لحظه اي ناب
موفق باشي
و
به اميد ديدار
با ترکیب بندی این عکس موافق نیستم ، جذابیت عکس به دلیل با مزه بودنش هست