۱۲ مهر ۱۳۸۶تا صبح بر اين شب سلام
سلام بر اين شب، شب قدر شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را به ناگاه بشكافد، گل سرخ فلق بر لب‌هاي فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاري گردد. تا صبح بر اين شب سلام !
جليل جعفری     هنرمند مجاز است تا درمورد اثر خود توضيح دهد و نكته نامفهومی را آشكار كند اما آنجا كه مفتون فرم يا محتوای اثرش می‌شود مثل آقای نظری درباره اثری كه بسيار گويا است نظر هم می‌دهد؛ خاصه اين عكس كه به هيچ يك ـ توضيح يا نظر ـ نيازی ندارد.
من اما امينی را می‌پسندم كه ببيند و نشان دهد و رد پایی از خود به جا نگذارد تا من مخاطب از او دلزده نشوم. اين قبيل كارها در مرام امانتداری هنری نيست. يك وقت‌هایی بايد بی‌حرف گذشت تا متهم نشويم.
چه می‌شود كرد!؟ آقای نظری است ديگر. شايد حق خود می‌داند درباره همه چيز نظر بدهد!