۲ مهر ۱۳۸۶مهر، ماه ‌مدرسه
مهدي     سلام،
عكس تاثير گذاريه، من امين رو بخاطر توجه ويژش به عكس اجتماعي دوست دارم
عكس منظره رو همه ميتونن كار كنن، اما اين فرم كار به تفكر ويژه و درك عميق از مسائل جامعه احتياج داره.
موفق باشي
a friend     sobh ast par pare mehr del me ravad ze shadi as shoogh kookakaneh

.....
عکس ها و خبرها     سلام
موفق باشی. بدرود.
جليل جعفری     " اعترافات يك گرگ فراری از مدرسه! "

از هيچ درسی خوش‌ام نمی‌آمد اما دختر دایی‌ام را به قاعده جان‌ام دوست داشتم كه البته هيچ وقت به‌اش نگفتم. همه بهانه رفتن‌ام به مدرسه برای ديدن او بود. زنگ آخر دل توی دل‌ام نبود. میدانستم يك ربع تا بيست دقيقه زودتر از ما تعطيل می‌شوند. من هم هميشه همان كلك معمول رفتن به دستشویی را سوار می‌كردم و چندی به پای و چندی به سر می‌رفتم در مدرسه‌شان بست می‌نشستم گوشه‌ای دنج و منتظر طلوع‌اش می‌شدم. كتاب‌هايم يا توی كلاس می‌ماند تا فردا يا دوست‌ام، عادل، برايم می‌آوردشان.

ميانه‌ام البته با انشاء بد نبود كه آن هم محض خاطر نامه نوشتن برای فاطی بود. می‌نوشتم اما بد می‌شد؛ خيلی بد. نه خط خوبی داشتم نه ذوق ادبی درستی. در يك كلام چرت می‌نوشتم؛ جوری می‌نوشتم كه انگار طلبكارش بودم. فاطی كه پريد، درس و مشق را قلم گرفتم و كز كردم توی افسردگی. ديپلم را هرجوری بود با 9 تجديدی و معدل 97/11 گرفتم.

حالا سال‌ها گذشته و من هنوز رسم عاشقی نمی‌دانم و هزاران فاطی از دست‌ام پريده و من عين گرگ زخم خورده زوزه می‌كشم و دنبال يك فاطی ديگر می‌گردم. با اين همه، خوب می‌دونم يك آرزو را با خودم به گور می‌برم؛ ديدن فاطی شب هنگام در ساتن سفيد. آه از آن شب!
شهرام     با دیدن این عکس یاد اولین روز مدرسه میافتم .
انگار همین دیروز بود.
اما حلا که نگاه میکنم میبینم زمان بقدری سریع گذشته که نوبت به فرزندانمان رسیده و آنها مثل دیروز ما هستند .
یادش بخیر .
یه امید روزی که عرفان و ایلیا با هم مدرسه را شروع کنند.موفق باشی
Maryam     سلام این عکس یجور حس غریب تو خودش داره دیواری خراب پشت سر بچه ها.