مهسا معين
سلام . خيلي عكسه قشنگي گرفتي . ولي خيلي دلم مي خواد بدونم اين خانومه توي عكس كيه . اخه مي دوني من يه كم قلبم سياه ديگه خودت كه اخلاقه ما دخترا رو مي دوني جلال جان.
مريم
آخ. اينقدر دلم ميخواست يك قاشق از اين رب گوجه رو بخورم؛ عجب مزهاي داره!
خيلي توپه؛ هم ذوق هنريت، هم ربگوجه خونگي
امین
من موندم رب گوجه رو توی همه چی ریخته . از تشت حموم گرفته تا قابلمه
عباس علیزاده
سلام امین جان. عجب رنگی. آقا من نمی دونم چرا بچه ها این همه در حسرت رنگهای نیکون اند؟ مگه این رنگ کانن چه مشکلی داره؟ امین جان اگه لطف کنی به وبلاگ من سر بزنی و نظرت رو در مورد عکسها بگی ممنون میشم. فکر می کنم خیلی میتونه به پیشرفت من کمک کنه.
هادی جعفرزاده
سلام امین جان
آخرش این عکسو که مجموعهای از تقارن هاست به نمایش گذاشتی
زندگی هم مثل این عکس تقارن های زیادی همراه با تناقض های نسبتا کمش داره و این بستگی به خودمون داره که عاملی برای کاهش این تناقضات باشیم یا.............
رامین مولایی
کاش با قاشقی مجازی می شد از این رب خوشرنگ دلی از عزا درآورد!
دست مریزاد!
سید مهدی طاهری
سلام
یاد آن زمان افتادم که در حیاط بزرگ خانه مان ،پدر و مادرم مراسم رُب گیری را برپا می کردند. یادش به خیر!
طعم و مزه اش از این ربهای با افزودنی های شیمیایی بسی لذت بخش تر بود .هرچند که زحمت نیز داشت.
دست مریزاد!
جليل جعفری آدمی اجتماعی از تناقضها است. خودش هم از دو نيمه متناقض است. آدمی از دو تكه مجزا است. يكی اين دو تكه را به هم چسبانده اما عمدا يا سهوا قدری بالا و پايين كرده است. يعنی چپ و راستش با هم نمیخوانند. شاهد ادعا ناهماهنگی ابرو ها است و خيلی چيزهای ديگر. خودتان پيدا كنيد.
چرا اينها را گفتم!؟ تا گفته باشم كه قرينهيابی و قرينهسازی نيمه گم شده آدمها است. چرا آدمها دوست دارند همه چيز را جفت و جور كنند؟ تا به لذت تكامل برسند. راستی كامل بشويم كه چه بشود، هان!؟
آریان
واقعاً عالی ، فوق العاده و خوشمزه هست. کارت حرف نداره. تو فوق العاده ای
خيلي توپه؛ هم ذوق هنريت، هم ربگوجه خونگي
خيلي اهل دلي
موفق باشي
به ما هم سر بزن
آخرش این عکسو که مجموعهای از تقارن هاست به نمایش گذاشتی
زندگی هم مثل این عکس تقارن های زیادی همراه با تناقض های نسبتا کمش داره و این بستگی به خودمون داره که عاملی برای کاهش این تناقضات باشیم یا.............
عکس بسیار قشنگی گرفتید
همواره نگاهتان و کارهایتان یک
و مرغوبیت عکسهایتان به خوبی رب یک و یک !
ديد شكار لحظهها تون را بهتون تبريك ميگم؛ حرف نداره
دست مریزاد!
یاد آن زمان افتادم که در حیاط بزرگ خانه مان ،پدر و مادرم مراسم رُب گیری را برپا می کردند. یادش به خیر!
طعم و مزه اش از این ربهای با افزودنی های شیمیایی بسی لذت بخش تر بود .هرچند که زحمت نیز داشت.
دست مریزاد!
آدمی اجتماعی از تناقضها است. خودش هم از دو نيمه متناقض است. آدمی از دو تكه مجزا است. يكی اين دو تكه را به هم چسبانده اما عمدا يا سهوا قدری بالا و پايين كرده است. يعنی چپ و راستش با هم نمیخوانند. شاهد ادعا ناهماهنگی ابرو ها است و خيلی چيزهای ديگر. خودتان پيدا كنيد.
چرا اينها را گفتم!؟ تا گفته باشم كه قرينهيابی و قرينهسازی نيمه گم شده آدمها است. چرا آدمها دوست دارند همه چيز را جفت و جور كنند؟ تا به لذت تكامل برسند. راستی كامل بشويم كه چه بشود، هان!؟
بساطي هم از قرمز انداختند « نظامي گنجوي»
- زندگيتان سرشار از رنگ هاي شاد باد!