farzaneh
درست مثل يه مرغابي كه ميخواد واسه شكار غذا با سر شيرجه بره تو آب . البته لزوم ايستادن اون آقا رو تو پايين عكس نفهميدم
مجید بذرافکن
کارت بیسته! عکسهای دزفول در گرما هم در سایتها دیدم مطمئن بودم تو گرفتی خیلی قشنگ بود
جليل جعفری
... و عاقبت كسی پيدا شد و راز مرا فاش كرد!
شفيعي
راز مرا فاش كن!
در دورترين ساحل بكر
تا من در اينجا و آنجا
و يك كوچه مانده به آخر دنيا
وعدهات كنم به دلي گدا
دلي كه بر بستري از پوشالِ سرخس
تب كرده است از مخفيترين رابطه!
جليل جعفری خانم دواتگر عزيز،
به نحوی فراغتزا سپيدخوانی شما خوب است. اين جرم است ولی همين خوب است! همين خوب است!
مهين دواتگر
مو ميگوم ياسر خودش هواي سليمنه داره به سرش.. ها!؟ نه ايطوره!؟ نيگا " نه خاطر تماشا، نه هواي آب داره".
در دورترين ساحل بكر
تا من در اينجا و آنجا
و يك كوچه مانده به آخر دنيا
وعدهات كنم به دلي گدا
دلي كه بر بستري از پوشالِ سرخس
تب كرده است از مخفيترين رابطه!
خانم دواتگر عزيز،
به نحوی فراغتزا سپيدخوانی شما خوب است. اين جرم است ولی همين خوب است! همين خوب است!
بوی شرجی، بوی معسله، هوای سليمه ... داغ كرده بودوم. هر چی به ياسر گفتوم تو كتش نرفت. گفتوم ياسر چكار كنوم؟ شانه انداخت بالا و واسه مو لبو لوچ اومد.
گفتوم: مو داروم قاط ميزنوم. اگه بروم " كوفيشه " لينشونه به هم ميريزوم.
گفت: خايه نداری. ممدو اگه گرفتت برت میگردونه جات اولت.
گفتوم: سگ كی باشه. او كه خودشه جر داد واسه خواهر روزبه ملنگ كی بش چی گفت، هان؟ حرف دهنتم بفهم!
ياسر پشت به مو كرد و دسته به سينه وايساد.
ديدوم فايده نداره. رفتوم رو اسكله و شيرجه زدوم تو لنگرگاه.