۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶از تهي سرشار
جليل جعفری    
آقای نظری در انتخاب نام عكس‌های خود پا به مرحله‌ای گذاشته كه لازم است توضيحی بر اثر يا نظر خود بنويسد. چه، انتخاب چنين نامی برازنده عكس‌های از اين دست نيست؛ آن هم عكسی شعرانگيز! توصيه من اين است كه اين عكاس (هنرمند!؟) مدتی اصرار بر به روز بودن فتوبلاگ خود نداشته باشد. امين جان، " آب كم جو تشنگی آور به دست ".
مجد     - برمکش و باز مده دم تهي
باد مپيماي چنين بر دوام
بر نفس خويش به شکر خداي
سود همي گير به رسم کرام « ناصر خسرو»
مريم     سلام
خسته نباشيد
عكس جالبيه و البته اسم جالبي هم داره ولي؛ يعني واقعا چه خلاءيي داشته كه ترجيح داده با سيگار پرش كنه!؟
شما گفتني از تهي سرشار ولي من مي‌گم سرشار از تهي
مرسي شكار لحظه‌هاتو حرف نداره
مهدی     راستش نظری در مورد عکست ندارم امین عزیز.
فقط می خوام بگم حیف شد که اومدی تهران و همدیگرو ندیدیم.
شاد و موفق باشی .
آریان     امین جان. خیلی خوب شکارش کردی. عکس اجتماعی فوق العاده ای هست
مريم     سلام عكسهاتون واقعا زيبا هستند و قابل تامل.
nikoo     داداش اين اسمها چيه ميزاري رو عكسات

يعني چي از تهي سرشار؟كي؟چي؟چه خبر شده؟با يه سيگار شدند تهي؟ بي خيال بابا.در ضمن:

سي شعاع به سوي ميله چرخ تقرب مي جويند
اما تهي ميان آنهاست كه ارابه را به حركت در مي آورد

كوزه هاي سفالي را با گل مي سازند
اما تهي درون آنهاست كه كاربردشان را تعيين مي كند

خانه در و پنجره هاي بسيار دارد
اما تهي درون آن است
كه سكونت را ممكن مي سازد
......
تهي بودن خيلي ام بد نيست داداش امين