۲۵ آبان ۱۳۹۳

شانه های خاکی

بــه تصــور زمیــن خــوردن هــای کــودکــی،
فقــط نگــران ســر زانــوانــم بــودم!
چــه مــی دانستــم ایــن زمیــن،
دلــم را نشــانــه رفتــه اســت . . .

"خیال خام"

Mahdis [ ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ]

*شانه های خاکی*
یادم می آید زمین خاکی کوچه مان
بارها و بارها،زمین خوردنم را دیده بود
هرگاه که می افتادم
در گوشم نجوا می کرد که
دستانت را روی شانه های خاکی ام بگذار و بلند شو
تو همانی که بارها و بارها افتاده ای ...
--مهدیس--



نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2002109