در اتاق عمل

دکترها به جان قلبم افتاده اند

تا تو را از آن بیرون بکشند

ما در هیچ عکسی

این طور واقعی به هم فکر نکرده بودیم

شاید آن عکاس

که بعد از آن عکس خودکشی کرد

راه های فرار از دنیا را خوب میدانست

حالم بد است

پرستارها مرگم را فهمیده اند

و هر کدام

شانه خالی می‌کنند

از گفتن این خبر

"مهدی اشرفی"

هوخ نور [ ۲۰ آبان ۱۳۹۲ ]

سلام آقا امین.
حال این روزهای من هم مثل همین شعر و همین عکسه


Linda [ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ]

Great areilct, thank you again for writing.


هاجر [ ۱۱ مهر ۱۳۹۲ ]

دکترها می گویند
دیدنت برای ناراحتی ام خوب است
بیچاره دکترها!
چقدر درس خواندند تا بفهمند
دیدنت
برای ناراحتی قلبی ام خوب است


مهناز میناوند [ ۱۰ مهر ۱۳۹۲ ]

سلام. چرا اینقدر دیر به روز می کنید. منتظر عکس هاتون هستیم.


آرون [ ۰۴ مهر ۱۳۹۲ ]

مگر مرگ فقد رفتن و دیگه برنگشتنه؟ مرگ سکوت توست، آن لحظه که باید دوست بداری..


حمید گردان [ ۰۳ مهر ۱۳۹۲ ]

امین عزیز ما را نگران قلبت نکن.


جواد شیدا [ ۰۱ مهر ۱۳۹۲ ]

ما در هیچ عکسی

این طور واقعی به هم فکر نکرده بودیم...

تو یک شاعر هستی...


.... [ ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ ]

کم پیدایید؟!!
نگرانتان شدم. خوبید آیا؟!!!
انتخاب شعر ِ این عکس که چنین نمی گوید


valentine [ ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ ]

قسم خورده بودم
بمانم...
با تو.
با قلبی که به نامم کردی و قلبی که به تو بخشیدم
تنها نمی‌گذارم؛ نه تورا نه قلبی که خانه‌ی وجودم کردی
تلاش‌شان بیهوده است!
میروی و قلبم را با خود می‌بری
من می‌مانم و...
قلبی که نمی‌دانم به کدام خانه می‌رود!


شکلات تلخ [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ ]

نزدیک بودن یه عکس یه متن یه حس و حال اونم خیلی دورِ دور حال خوبی داره هر چند که اون حال غم داشته باشه ... مثل اینکه تنها نیستی ...

نگاه او پزشک که تقریبا میان تصویر خیلی تاثیرگذاره ، خوب ... مثل همیشه


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1962748