هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی رساندَم.

مسافرکِش ها هم فهمیده اند

خیالی بیشْ نبوده ای!

"رضاکاظمی"

امیر رضا فخری [ ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ ]

و باز هم سپاس به خاطر نگاه زیبایت


عاطفه [ ۱۷ خرداد ۱۳۹۲ ]

یک ان شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود ان دم که چشمانش مرا از عمق چشمانم ربود


امیر خان زاده [ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ ]

در چشمانت

شیفتگی احساس کودکانه ای می بینم

که به دنبال نگاهی آشنا

چشم از پرده بر می دارد

می ترسم از چشمان آلوده ای که شادی نگاهت را با تیر غرور نشانه بگیرند


زهره عویدی [ ۱۸ بهمن ۱۳۹۱ ]

like


PrincEzha [ ۰۱ بهمن ۱۳۹۱ ]

A little rationality lifts the qluaity of the debate here. Thanks for contributing!


Tarciomatheus [ ۰۱ بهمن ۱۳۹۱ ]

Heck yeah bay-bee keep them cnomig!


Albert [ ۰۱ بهمن ۱۳۹۱ ]

It's always a rleief when someone with obvious expertise answers. Thanks!


سهیلا [ ۲۷ دى ۱۳۹۱ ]

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .


قاسم منصور آل کثیر [ ۲۳ دى ۱۳۹۱ ]

چشمهایش...


امین افشار [ ۲۲ دى ۱۳۹۱ ]

درود و سپاس فراوان از ثبت زیبایتان .
سایت شما با افتخار به لینک های بنده افزوده شد...
پیوسته پایدار باشید.


هاجر [ ۲۰ دى ۱۳۹۱ ]

عاشق کشی،‌دیوانه کردن،‌مردم آزاری
یک جفت چشم مشکی و اینقدر کارایی؟!
سلام عکاسباشی!‌ شکارچی شدید به معنای واقعی. زیباست


شباهنگ [ ۱۹ دى ۱۳۹۱ ]

با دو بال خیال، به هر کجا میتوان پرواز کرد. به جنوب، به شمال، به انسوی محال! ( نوشیدن زلال زندگی بی هیچ قیل وقال)
خیالت بی زوال باد!


زهراحسینی [ ۱۸ دى ۱۳۹۱ ]

سیاه و سفید هم خوب بود. :)
ممنون


غلامرضا مسعودی [ ۱۵ دى ۱۳۹۱ ]

سلام بر امین عزیز-زندگی خیال است و روئیایی که تنها با خم ابروی دلدار معنا می یابد و شاید انتظار ان زیبا روی است که ما را در کنکاش عکاسانه به گوشه و کنار می کشاند و هر خال و ابروئی هوش از سرمان می برد -زندگی صحنه گذر است و انچه می ماند هاله ای از افسوس و پشیمانی است پس تا دیر نشده یار را در یابیم-


ایزدخواستی [ ۱۵ دى ۱۳۹۱ ]

واقعا جالبه استاد.


نیسی [ ۱۳ دى ۱۳۹۱ ]

تبارک امین احسن العکاسین


امین منصوری [ ۱۳ دى ۱۳۹۱ ]

آفرین
لذت بردم امین جان


افسانه باورصاد [ ۱۳ دى ۱۳۹۱ ]

لا اله الا الله...


فاطمه ابوالفارسی [ ۱۲ دى ۱۳۹۱ ]

هزار کاکُلی شاد
در " چشمان " توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود ...


پدیده [ ۱۲ دى ۱۳۹۱ ]

تلاقی دو نگاه خیره کننده است. براوووووووووووووووو


غزل [ ۱۰ دى ۱۳۹۱ ]

آن چشم ها که آخر ِ بد مستی من است
آن چشم ها که هی همه ی هستی من است
در تاکسی نشسته به من فکر می کنند
همراه دختری که بغلدستی من است !
سیدمهدی موسوی/.


امیر عبیداوی [ ۱۰ دى ۱۳۹۱ ]

سلام و درود بر امین عزیز
ببخشید فراموش کردم چی می خواستم بنویسم...!!!!!!!!


hadis [ ۱۰ دى ۱۳۹۱ ]

‫شما واقعا یک عکاس باهوش هستین... بارها هر دو این صحنه‌ها رو دیده بودم اما اولین بار است که در یک کادر قرار دارند...


محمد [ ۱۰ دى ۱۳۹۱ ]

سلام
جالب بود


معصومه [ ۱۰ دى ۱۳۹۱ ]

بانگاهشان هر دو جفت چشم رفتن به اجبار یا به عبارتی به زور رفتن را در ذهن تداعی می کنند نه رفتنی از روی شوق


ماریا [ ۱۰ دى ۱۳۹۱ ]

تو باز هم که اهنگ رفتن زدی. می روی بی مقصد. اینجا بی توجای ماندن نیست.


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1979046