مضطرب به خانه رسید

با گل سرخی

پنهان در کیف

"عباس حسین‌نژاد"

Elgin [ ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ ]

If ionfrmation were soccer, this would be a goooooal!


محبوبه [ ۲۱ آذر ۱۳۹۱ ]

عکستون با عنوان بسیار پرمعنا بود.
متشکرم


کورش سنایی [ ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ ]

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...


ناشناس [ ۰۸ دى ۱۳۹۰ ]

..گل سرخی پنهان در کیف و جرمی بس بزرگ ونابخشودنی!!


ایزدخواستی [ ۰۳ مهر ۱۳۹۰ ]

عکسای شما همیشه زیباست ولی چند وقتیه تکراری شدند. فکر کنم اگه چند تا از پست هاتون رو به عکسای ورزشی اختصاص بدید، بد نباشه.


mahboobeh barati [ ۰۲ مهر ۱۳۹۰ ]

inja kochehaye mohebat hanoz khakist man inja hastam dar in kochehaye khaki man inja hastam tanha tar az shab tanha az mah mah be tanhae man hasrat mikhorad va man be bazi setareha hich kas ba man bazi nakarde ast rozegar hamishe ham bazi man bode va hast(mahboob barati)


زنجیزی [ ۰۱ مهر ۱۳۹۰ ]

به خانه می رفت/
با کیف/
و با کلاهی که بر هوا بود/
چیزی دزدیدی ؟/
مادرش پرسید/
دعوا کردی باز؟/
پدرش گفت/
و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد/
به دنبال آن چیز/
که در دل پنهان کرده بود/
تنها مادربزرگش دید/
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش/
و خندیده بود!/

زنده یاد حسین پناهی


امین منصوری [ ۰۱ مهر ۱۳۹۰ ]

چه بسیارند دیوهایی که سایه شان بدجوری سنگینی می کند بر سرمان.


محمدباقر عسکرپور [ ۲۸ شهريور ۱۳۹۰ ]


سمیه شوکتی [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ ]

این‌راه که می‌روم / به تُرکستان نیست. / حتا اگر / « کوچه‌ غلط » داده باشی!
(رضا کاظمی)


حمید گردان [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ ]

چی میشه گفت؟


مدیار [ ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ]

...
در ابعاد این عصر خاموش/
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم./
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است./
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد./
و خاصیت عشق این است
...
"سهراب"


فاطمه ابوالفارسی [ ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ]

هر روز/
وقتی نگاهش را از گستاخی کوچه ها می دزدد/
فکرهای کودکانه اش/
روی دیوارهای کهنه ی شهر/
به جا می ماند . . .

موفق باشید


آرون شید [ ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ]

کاش این اضطراب‌ها روزی تمام شوند!


Z.J.A [ ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ]

عکس های قصه گو رو دوست دارم.
این هم قصه‌ی دختراییه که زندگی رو قایم می کنند.


سید حسین چراغی [ ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ]

سلام.عالی است فضای مضطرب شعر و عکس یکی پنهان یکی آشکار.


طاهره نبی اللهی [ ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ]

سلام آقای نظری. باز هم انتخاب سوژه و توجه‌تون به روان انسانها عالی بود. خیلی از عکس‌های شما مثل شعر کوچه تنهایی فریدون مشیری، خاطرات خالص و بی شائبه نوجوانی آدمها را به یادشان می آورد. دست شما درد نکند


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2219517