Yumi [ ۲۱ مهر ۱۳۹۱ ]

Superior thinking dmeosntrated above. Thanks!


ندا [ ۰۳ خرداد ۱۳۹۰ ]

یه جوری زندگی ما هم همینه می خواییم بین زندگی ماشینی شده مون یه زیر انداز بندازیم و یه زندگی رویایی مثل مامان بازی های بچگی هامون داشته باشیم اما..


مریم راوی [ ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ ]

سلام یه سلام بچگونه و تمیز ،
واقعا عالی بود .
ای کاش خنده‌های امروز ما هم مثل خنده‌های این بچه ها بود،
ای خدا یعنی میشه اون روز بیاد که ...


غلامرضا مسعودی [ ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ ]

سلام امین عزیز،دنیای امروز ما پر شده از ضد ونقیض ها وگاهی در این میان فراموش می کنیم لطافت شبنم های زندگی را که بر روی کدامین گل می نشینند و طراوتشان را به کدامین قیمت نثار می کنند.کودکان امروز ما هم متل خودمان منگ و گیج شده اند نمیدانند که مدرنیسم با ابزار سهمگین مدرن خود چگونه غول اسا در حال بلعیدن ماست و چه زیبا این دو کودک در کنار این غول جانگیر ادم خوار به بازی نشسته اند ولبخند انان تمام اگاهی انان از این دنیای خشک اهنی است .چیدمان وسایل بازی کودکان در دل غول اهنی نشانی فقری است که در کودکی همیشه گریبان گیر ما بوده و تا کمی بزرگ شدیم یادمان می رود که باید در دل همه نبودن هایمان جایی برای بودن کودکانمان بسازیم.


... [ ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ ]

میدونی بعضی وقت ها چرا مینویسم...؟ در پست بعدی میگم...


پوریا موزرم نیا [ ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ ]

با دیدن این عکس، خنده ی تلخی به سراغ آدم می آید...


حسین ذبیح نیا [ ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ ]

سلام ممنون بابت ارائه


تنبل خان [ ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ ]

یه پرنده دوست داره/

آسمون آبی باشه/

روزای خوب خدا/

صاف و آفتابی باشه/



یه پرنده دوست داره/

خوب و مهربون باشه/

شب پیش ستاره ها/

روز تو آسمون باشه/



یه پرنده دوست داره/

تو دلا غم نباشه/

لبا پرخنده باشه/

درد و ماتم نباشه/



یه پرنده دوست داره/

رو زمین جنگ نباشه/

همه دل ها شاد باشن/

هیچ دلی تنگ نباشه/



یه پرنده دوست داره/

قفسش باز بمونه/

از قفس فرار کنه/

راحت آواز بخونه/


نسترن [ ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ ]

ای جان چه حالی ام می کنن


بهارک سلطانی [ ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ ]

خوشحالم بچه ها هنوز هم خاله بازی می کنند


سید حسین چراغی [ ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ ]

درود . همنشینی لطافت و زمختی !


امیر عبیداوی [ ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ ]

سلام و درود/
امین......!!!!!!!!!!
آپم...


غریبه [ ۰۵ بهمن ۱۳۸۹ ]

کودکی!!!!1 چه دورانی! آنقدر دور است که یادم نیست چیزی از آن، آخه کودکی من تا 20 ماهگی به طول نیانجامید....
الان می خوا کودک شوم.. حس زیبایی است


الف [ ۰۴ بهمن ۱۳۸۹ ]

کاش می شد برگشت به دوران کودکی.ای کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم . ای کاش


ضیا ء رضایی [ ۰۴ بهمن ۱۳۸۹ ]

همین که بازی و نگاه کودکانه ات / به لحظه های تلخ زندگی دهن کجی کند مرا بس است.


مهرناز [ ۰۴ بهمن ۱۳۸۹ ]

این عکس چرا اسم نداره؟ هیچ شعری هم براش ننوشتی ....
جواب: این دخترا خودشون مثنوی اند ... غزلند... نگاهشون و حرکت قشنگ بدنشون چقدر با این کامیون لندهور قراضه تناقض داره ...


ن ا ر س ی س [ ۰۴ بهمن ۱۳۸۹ ]

چه ساده ...
چه بی ادعا ...
رو یه تیکه موکت زندگی جاری است ...


امین منصوری [ ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ ]

راستی می دونی کوچه های حصیرآباد به کجا میرن؟!


مجید عبدالخانی [ ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ ]

لی لاند


امین روشن افشار [ ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ ]

و ا ا ا ا ا ا ا ی چه اتاق قشنگی.چه جا کفشیه قشنگی.چه کمد قشنگی.چه تخت خواب قشنگی.همه چی هست,فقط دستشویی رو پیدا نکردم


محمدامین صالحی [ ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ ]

ریشخند عصر آهن را تماشا کن...


شاهد [ ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ ]

وای خدا! همه ی عکس یه طرف اون دمپایی کوچولوهای روی کامیون هم یه طرف! این دخترا چقد ربه فکر مرتب کردن دوروبرشون هستند


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2478179