میلاد [ ۰۳ مرداد ۱۳۹۱ ]

چرا خنده ی این دختربچه اینقدر دوست داشتنیه،چرا؟


زهرا [ ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ ]

عکس سختیه....سختیش تووی اون " آه" ی هست که از جان بر میاد...

قربانه لبخند بی غل و غشت بشم خانم خوشگله...


امیر خان زاده [ ۱۲ تير ۱۳۸۹ ]

در عصر فلز و آهن با گلی نورس در خاک تشنه به دیدارت می آیم تا با باران تبسم های دل انگیزت این خاک تشنه را دوباره آبیاری کنی. این منم گل ناشکفته که پژمرد وقتی هنوز روزهای شاد هم آمیختگی را تجربه نکرده بود


حمید گردان [ ۰۸ تير ۱۳۸۹ ]

به زیبایی عکسهای امین.


ghazale gahzanfari [ ۰۸ تير ۱۳۸۹ ]

oh!!
ajab!


نوید ریحانی [ ۰۶ تير ۱۳۸۹ ]

خیلی خوبه....
سبکی و سنگینی زندگی رو با هم داره...


احسان منصوری [ ۰۴ تير ۱۳۸۹ ]

هم تلخه هم شیرین هم شاد هم غمگین،
بچه میخنده چون " نمیدونه"
مادر که " میدونه" چی. لبخند روی لبهاش هست؟


سید حسین چراغی [ ۰۳ تير ۱۳۸۹ ]

ما با امید زنده ایم و ادامه میدهیم هر چند کوچک باشد امید به چیز بهتر لحظه بهتر ...که در آن سبزه پیداست .


امین منصوری [ ۰۳ تير ۱۳۸۹ ]

چه آرامش قشنگی. چه خنده ای! مرموز و بچگانه


مجید عبدالخانی [ ۰۳ تير ۱۳۸۹ ]

سلام امین جان،
بیش از اینکه به عکسی که ثبت کردی فکر کنم به اون حس، که پشت دوربین بوده فکر می کنم!
امین بعضی عکسات مثل یه بغضه نترکیده است.


جلیل...! [ ۰۲ تير ۱۳۸۹ ]

این دختره هم آخرش عین مامانش گرگ میشه. میگی نه؟ نیگا کن! راستی سمت روشنا و معصومیت زندگی سیخی چند...!؟


امین روشن افشار [ ۰۲ تير ۱۳۸۹ ]

ظاهرا" کش شلوار دختر خراب شده !
باز خوبه بیشتر پائین نیومده !
البته همین اندازه ای هم که امده پائین . . .


‫حدیث [ ۰۱ تير ۱۳۸۹ ]

‫نمیدونم اون دختر بچه چی توی بلوزش ریخته! شاید کُنار ...


حسین ذبیح نیا [ ۰۱ تير ۱۳۸۹ ]

ممنون و پاینده باشید


راحله [ ۰۱ تير ۱۳۸۹ ]

در دست گلی دارم ، اینبار که می آیم/
کانرا به تو بسپارم ، اینبار که می آیم/
در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را/
در دست تو بسپارم ، اینبار که می آیم....


زینب روستایی [ ۰۱ تير ۱۳۸۹ ]

من به یک خانه می اندیشم،
با نفس های پیچک هایش..............


صالحی [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ]

دوتا اتاق فسقلی کاشانه مان است /
دگر جایی برای سکه ی پنهان نداریم


سعادت [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ]

سلام،
این سوژه رو هزار بار تو عکسات دیدم.
خیلی تکراریه


... [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ]

این بچه هم یه روز جای این مادر رو میگیره، کما اینکه این مادر هم یه روزی مثل این بچه کنار یه مادر با همین شمایل بوده... روزگار، تکراری بیشتر نیست...


مریم عرشی [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ]

دختربچه بی نظیر شده تو این عکس البته کل عکس هم عالیه.


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1990882