مصطفی صالحی [ ۰۸ آذر ۱۳۹۰ ]

سرباز-خط ریش آنکارد-لباس اتو کشیده -محفل رانی خورون امروزی در کنار یک سوژه وسنت قدیمی


فروغ. ک [ ۰۱ دى ۱۳۸۸ ]

اااااااا. یعنی فرق بین گوسفند با اون یاروا یکیه!!!!!
خیلی حال کردم، خوشم اومد.
باریکلا.


امیر عبیداوی [ ۲۶ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام امین عزیز.........../
ع...ک...س/
سرشار از تضاد/
پر زمعنا/
راوی داستان دیگری/
از یک شهر عجیب.............


امیر خان‌زاده [ ۱۷ آبان ۱۳۸۸ ]

همه در انتظارند /
یکی در انتظار آمدنی/
دیگری در انتظار رفتن /
ببین همه شان تشنه اند/
هر سه سرباز/
مرد عرب و /
حیوان زبان بسته ای که تنها انتظار رفتن را می کشد/
خسته و غمگین اما گرم /
شاید تا چند وقت دیگر گرمایی به تن رنجورش نماند هیچ/
نمی دانم /
اما تک تک آنهایی که قاب تصویر را هجوم آورده اند /
در انتظارند /
در زیر گرمای آفتاب سوزانی که هر حیوانی /
چه از نوع انسان و چه چارپایان را به ستوه می آورد/


علی سراج [ ۱۵ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام امین؛
از حاشیه های شغلی خود خوب استفاده می کنی ،عکسی با نشانه شنا سی چند سویه در عکاسی ،به عبارتی دیگر شاید هر کس از دریچه ذهن خود آن را تفسیر کند که با دیگری کاملا مغایر باشد واین نشان از وسعت دید عکاس دارد
از وبلاگ من هم دیدن کن
موفق باشی


ساسان فهیمی [ ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ]

مرسی از ارائه ی زیبایتان


خدیجه نادری [ ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام جناب نظری-ممنون که دعوت کردید بیایم و این عکس فوق العاده رو ببینیم..
عالی بود ...به گفته دوستان تضاد و چفت شدن دو موضوع یه عکس خوب آفریده..
تبریک به خاطر متولد شدن یک فریم عالی..


سیده زبیده حسینی [ ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام! این عکس به نظر من فوق العاده ست. یه جور تضاد و تناقض توی این عکس هست که کشف کردنش و رفتن به جستجوی چیزی که قانعت کنه لذت بخشه ..
اون گوسفند و پیرمرد ... دستی که روی سرش می کشه ...
یه جورایی هم دلگیره...
موفق باشید ....


صهبا [ ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ]

امین جان
تبریک میگم خیلی زیبا وبا معنیه


هاجر [ ۱۰ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام و سپاس ...
راست می گوید؛ شده است رسوا کده این فوتو بلاگ! رسوا بلاگ! انگشت که می بری به کیبورد ترس برت می دارد که داری کجا می روی لخت شوی! برای خودت چیزی نگه دار!خودت را! آقا دارالاعتراف است اینجا! اگر نمی آییم و سعادت خرده گیری شما نصیبمان می شود تنها به این دلیل است که ما نقد تخصصی نمی زنیم که، پس بیاییم چه کنیم ؟! بیاییم از کانال این عکس ها خودمان را تشریح کنیم! کالبد خودمان را بشکافیم !یا چیزی بنویسیم و تمام شخصیت عکس را زیر سوال ببریم؟! یا ببینیم چند زنه ! حلاجیم ؟؟؟!!! (خُب مرد باشد حلاج) البته می آییم ولی بدون رد پا! و اما... به محض اینکه صفحه باز شد ، تضاد تصویر با مشت به صورتم کوبید که اولش خیلی نپسندیدم ،بعدش هم نپسندیدم.همه چیز این تصویر به هم ریخته به نظر می آید ،استرس زاست.ولی خب عکس بسیار مضمون گرایی است! مثل این فیلم های معنا گرا و از این چیزا... اصطلاح درستی است در فوتوگرافی؟ مضمون گرا؟ البته در عین تضاد می شود به وجه تشابه سه عدد عنصر ذکور درسمت راست و این موجود دوست داشتنی(منهای رایحه ی ایشان) اشاره کرد که هر دو برای ذبح شدن در نظر گرفته شدند حالا یکی دستش می رسد با رانی و دلستر و یکی با لب خشک. فقط این کانفیلیکت پنهان گوسفند و پیرمرد خیلی خوبه!خیلی خوب! (((بسیاری از ضمائر ما به جای ضمیر من به کار رفته بر حسب عادت ))) پوزش به خاطر این همه


شفق [ ۱۰ آبان ۱۳۸۸ ]

چه خوبه؛
چه فکرهایی میشه ازش کرد....دیوار سبز
گوسفند...یحتمل رانی می خورن....عالیه


صمد [ ۱۰ آبان ۱۳۸۸ ]

با سلام،
نمی دونم تو این چند روزه شده لای زبونم و همه جا و همه وقت با خودم می خونمش
آسته برو آسته بیا که گرگه شاخت نزنه شاید میون خیلی‌ها محبوب باشه . حتی باعث شده باشه که زندگی خیلی‌ها بر مدار این بگرده و جوری وقت خودشون رو تنظیم نمایند که ازش الگوبرداری کنند.


مهدی رضوی [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

زیبا بود


هادی جعفرزاده [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام امین جان خوبی؟
خیلی وقت بود با اسم واست کامنت نذاشته بودم.
باز هم بابت مقام و رتبه ای که تو جشنواره مطبوعات آوردی تبریک می گم.
عکس خیلی تضاد توش هست
ولی گفته ها رو دوستان گفتن و ناگفته ها بهتر است سر به مهر بماند


محمد امین صالحی نژاد [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

دیگر بس است...
اینهمه قربانی !
آخر بگو...دیگر چه مانده است که بستانی؟


عادل [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

توکه سیاسی نبو دی


افسانه باورصاد [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

این روزها...


صندوقچه [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

چه حس عجیبی داره این عکس، حس سلاخی به آدم دست میده


سمیرا [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

پیرمرد دل در گرو یار دارد


مهین دوات گر [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

سبز، چه صبور ایستاده بر سرخی لرزان خواهش آب!


شاهد [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

سرباز وطن - گوسفند قربانی! شاید، ولی حتی اگه گوسفند هم به حساب بیاد از نوع گوسفندی میشه که حامل پیغام خدا برای حضرت ابراهیم بود.
پیغامی که تا همیشه‌ی تاریخ نام اون گوسفند و ابراهیم و اسماعیل رو جاودان کرد.


نوید [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

عالیه داش امین


جلیل...! [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

باز عکسی از امین نظری و باز پاره‌هایی از وجود من که قلوه‌کن می‌شوند و ته دل‌ام می‌جوشند تا بالاخره سر بیایند و به شکل کلماتی افشاگر بیرون بریزند. تداعی خاطره‌ای است شاید از دورانی که به آرامی همین گوسفند می‌چریدم در جهل خویش و تلخند هیچ تمساحی خواب خرگوشی مرا نمی‌آشفت. امروز و هر روز اما به قصد قربانی شدن راهی می‌شوم به هر کجا که باشد، به هر کجا که باید و هر کجا که شاید با کوله‌باری پراز علف خستگی و رخوت و حسرتی نشئه‌آمیز از نبود یکی سلاخ که خون‌ام را بریزید بر کنار دهان چاه فاضلاب و یکی آفتاب به دستی داغ گلوی سرخ مرا تطهیر کند. نمی‌دانم چند بار دیگر قرار است ویران شوم و چند بار دیگر قرار است درون خودم آوار شوم ولی هر چه هست دیر زمانی است منتظرم تا بر چنگک یکه پای زندگی آویزان شوم و مگس‌های سماجت بر لاشه به ظاهر بی‌جان من ناخنک بزنند. خوشا نان و خورش بینوایان از این قربانی که چنین رام و سر به زیر در بزرو تسلیم گوشت جان می‌شود؛ خوشا...!


mary [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

This is an EXCELLENT spot! I really like it. The photo has all the meaning in it! excellent.


شاگرد [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام
شاید زندگی ما هم مثل یک از این موجودات تو این عکس باشه/
مثل بعضی ها بی تفاوت و خوش گذرون که فقط خودشون رو به رنگی در میارن که بیشتر ریا باشه و ...........
یا شایدم مثل قصابی که از سر علاقه به گوسفندش داره برای بار آخر عزیزش رو نوازش میکنه که کمتر از نیم ساعت دیگه اون رو سلاخی کنه چون این وظیفه و شغلشه.......
ولی بیشتر ما مثل این گوسفند میمونیم/
همه بهمون اول میرسن و ....تا لحظه آخر هم نوازش میشی ولی خبر نداری که قراره جلوی پای یکی از ما بهترون قربانی بشی/
و دردناکتر اینکه به دست کسی قربانی بشی که فکر میکنی بیشتر از همه دوستت داره و تا لحظه آخر نوازشت میکنه


باران [ ۰۹ آبان ۱۳۸۸ ]

مترس از جانفشانی گر طریق عشق می جویی/

چو اسماعیل باید سرنهادن روز قربانی/

ارام بگیر ارام .....این همه سبوعیت را چشم بپوش....آرام بگیر قربانی ...


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2540053