۳۱ مرداد ۱۳۸۸

از برکه‌های ِ آینه راهی به من بجو!

غزل [ ۱۴ مهر ۱۳۹۰ ]

با یک غزل به جشن میلاد تو می آیم/مثل هوای ساحلی دلتنگ ِ ماهی ها/ماهی به ساحل می رسد ! حتی بمیرد هم ../یک ماهی ِ دل مرده را پس می زند دریا (غزل)


سمیرا [ ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ ]

داره ناله میکنه


Sina Haghany [ ۰۸ شهريور ۱۳۸۸ ]

Fantastic dude.


علیاری [ ۰۴ شهريور ۱۳۸۸ ]

من هم با تو حرف می زدم اما تو صدایم را که هیچ...حتی نگاهم نمی کردی وبه پوزخندی رهایم کردی!!!اما حالا که نیستم، و صدایم را مرگ به غارت برد آمدی،هستی،نگاهم کردی وصدایم.....!!!.....


alireza [ ۰۳ شهريور ۱۳۸۸ ]


سلام امین جون، بعد از مدتها اومدم سراغ عکسهات. ممنون از نگاه قشنگت. ضمنن دلم هم برات تنگ شده، کارت دارم. امیدوارم زودتر ببینمت.


samad [ ۰۳ شهريور ۱۳۸۸ ]

سلام . هر عکس شما یک حس عجیبی تو انسان بوجود میاره و آدم و تو خودش غرق میکنه . مرسی! درضمن لینک وبلاگ شما را هم اصلاح کردم معذرت میخواه که اشتباه شده بود.


محمد امین صالحی نژاد [ ۰۲ شهريور ۱۳۸۸ ]

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم.. ای طرفه نگارم


محمد امین صالحی نژاد [ ۰۲ شهريور ۱۳۸۸ ]

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی‌ست که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون‌تر باشد...


عباس دهشور [ ۰۲ شهريور ۱۳۸۸ ]

سلام امین جان
صحنه اسارت که منتهی به مرگ میشه رو خوب به نمایش گذاشتین و چهره سوخته و زحمت کشیده صیادی که برای گذروندن امورات زندگی دل به رودخونه می زنه
یه مسئله جزئی چون با لنز واید عکاسی کردین یه کوچولو تصویر قوس برداشته


مهین دوات‌گر [ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸ ]

بی‌ربط‌تر از این شعر واسه این عکس ممکن نبود چیزی به‌جز اینی باشه که گذاشتی!


امیر خان زاده [ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸ ]

بیش از این فریاد نتواند کشید از همه ظلمی که صیاد در حق دریا می کند/
آخر دریا هم دلی دارد که دریای خون شد/
بچه هایش را می دزدند/
کودکان را با خود می برند/
مادر دریا /
هماره در غم عزیزان از دست رفته اش سوگوار است /
مادر ای دریای بیکران /
چرا /
چرا /
بگو چرا /
در برابر این همه ظلم سخنی بر زبان/
نمی رانی ؟


خاتون میرراشد [ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸ ]

شکار یک لحظه.
موفق باشید.


hamid gordan [ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸ ]

خیلی خوب شده. مخصوصاً دهان باز ماهی و بیرون بودنش از آب.


شاهد [ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸ ]

حس قشنگ شما ما رو هم به شاعری واداشت:
(از برکه های آینه راهی به من بجو)
ای عاشقانه ترین حال گفتگو/
من ماهی ام که تشنه به صیادی تو ام/
تنها به اب پاکی تو می کنم وضو.


حسین ذبیح نیا [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

نگاه خوب همراه با پردازش خوب موفق باشید


حمید سلطان آبادیان [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

زاویه بسیار عالی . لذت بردم . ممنون


hadi abyar [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

سلام ...
تو دیگه استاد ما هستی ... ما نمی تونیم نظری بدیم نظری جان ...
حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک ...
قبول باشه انشاالله ...


صمد [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

سلام:

تلاش،
کار،
شب،
روز،
خواب
و هیچ..


شاگرد [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

ماهی شده بود باورش تور اگه بندازن سرش میشه عروس ماهی ها، شاه ماهی میشه همراهش!
ماهی باورش نبود تور اگه بندازن سرش ، نگاه سرد ماهیگیر، میشه نگاهه آخرش.......!


hadis [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

‫بدون اغراق بعضی عکساتونو که می بینم مات و مبهوت می شم، دارم فکر میکنم چه جوری درست لحظه ای که ماهیگیر نگاه مضطربش به صید هست در حالیکه یک شادی در صورتش احساس میشه و پاهاش توی آب وهمه چیز همانطور که باید باشه این عکس رو گرفتین. احساس میکنم اینجا ماهیگیر و ماهی خیلی شبیه همند!!خیلی قشنگ بود.


سیدمجتبی خاتمی [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

سلام امین عزیز / نگاه و اجرا هر دو خوب / سرفراز باشی آقا


zahra hosseini [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

فوکوس و کادر عالی!


مهین دوات‌گر [ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ]

بدجوری در بند خودت هستی/ صیاد عاشق!/


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2453477