۰۲ خرداد ۱۳۸۸

حیاط خلوت

نشد که لحظه ی فرّار مهربان شدنت را
به یادگار،برای همیشه قاب بگیرم

محمدعلی بهمنی
Mustofa [ ۲۱ مهر ۱۳۹۱ ]

Reading posts like this make surfing such a plesaure


Beaya [ ۲۰ مهر ۱۳۹۱ ]

In awe of that asnewr! Really cool!


غزل [ ۱۴ مهر ۱۳۹۰ ]

من این پسر ِ توی عکس و می خوام ! / حالا.. /


amir [ ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ]

دمت گرم پسر...ولی ای کاش اون دوتا نفهمیده باشن این کارا کردی... :(


امیر [ ۱۹ آذر ۱۳۸۹ ]

کاش دوباره بچه می شدم تمام دخترای محل رو یکی یکی می کردم آلان که می بینم که دختر های محل یکی یکی میرن به دوست پسراشون میدم دلم می سوزه چرا به غریبه خوب به آشنا بده تازه استرس پیدا نمی کنی


بانوی غم [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ]

آخی نازی
ثبتی است همراه با شیطنت های کودکی
- - - - - -
قصه قصه ی دلهره است و نگاهی مضطرب
نگاهی طوفانی
قصه قصه ی تشویش است و پریشانی
یادت که هست روزی کودکانه دستانم را فشردی
و آغوش برایم گشودی؟


امین روشن افشار [ ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ ]

بعضیا حیاط خلوتشون این شکلیه.ما خونه ی دانشجوییمون اینطوریه.البته ما توی خونه ی دانشجوییمون ازین کارا نمیکنیم!


هادی آبیار [ ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

امین حالا آخرش چی شد ؟


هاجر [ ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

سلام و سپاس
باید تجربه کرد بعضی چیزها را حتی در "حیاط خلوت"...عکس بسیار زیباییست خصوصن زاویه دید.
صهبای عزیز بچه ها فرشته اند، فرشته ها که شیطنت نمی کنند.البته یه فرشته ی معروفی هست که خیلی شیطونه.ولی بچه ها از آن قسم فرشته ها نیستند. آدم بزرگها هم که رسوای عالمند، شهره ی شهرند به شیطنت .شیطنتشونم اصلن زیبا نیست...خلاصه این مجموعه چرندیات گهربار ! را بر من ببخش


عباس دهشور [ ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ ]

سلام آقای نظری خدا قوت میگم
ما که توفیق داشتیم قبل از اینکه دوستان این عکس زیبا رو در وبلاگ ببینن خدمته شما برسم و ببینمش تازه با توضیحات


محمد امین صالحی نژاد [ ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ ]

آن کس که برای عشق خمیازه کشید خوابش ابدی خواهد شد.


صهبا [ ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ ]

خسته نباشی
شکارچی لحظه ها!

کاش میشد ازشیطنت های بزرگترا هم گذشت !!!


َامیرحسین کردونی [ ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ ]

از دوچرخه خیلی خوشم اومد کلا از اون عکسایی که خوشم می آد. این عکس برای من یه داستان رو توصیف می کنه
یه تراژدی


مسعود [ ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ ]

چقدر فضای خانه های جنوبی را دارد! انگار آنجا همه خانه ها مثل هم هستند نه؟


مسعود رضایی [ ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ ]

این به نظر من شاهکاره، یه جور پاکی، زیبایی و طبیعتی که ما درکی ازش نداریم. من که تا نزدیکی گریه رفتم. امین نمیدونم دیگه چی بگم، فقط مرسی که عکسو نشون دادی


گلریز [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

حیات خلوت!


رضا [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

نفس ِ خشمگین ِ مرا
تند و بریده
در آغوش می فشاری
و من احساس می کنم که رها می شوم


جلیل جعفری [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

رقص با بانوی مضطرب!


نوید ریحانی [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

اینم از اون عکساییه که دید آرت توش هست....خیلی خوشمان آمد داش امین!


آرش سیف زاده [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

زدی تو کار عکس ماهواره ای ، امین ؟ (:


محمد نیک نهاد [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

آری , عشق را
در
پستوی خانه
نهان باید کرد.


عادل [ ۰۲ خرداد ۱۳۸۸ ]

سلام،
این عکست خیلیها رو یاد شیطونیهای دوران بچگی میندازه
بازیهایی مثل : دکتربازی،بابا و مامان بازی،قایم باشک بازی،و.............


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2186366