۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸

خلاصه مثل مترسک گذشت زندگی من

Siwar [ ۲۱ مهر ۱۳۹۱ ]

Great insight. Reileevd I'm on the same side as you.


کیومرث [ ۱۳ آذر ۱۳۹۰ ]

سلام
امروزه همه رشته ها دارن با سرعت پیشرفت میکنن. وسایل زیادی ساختیم که این سرعت رو سرسام آور کرده.
دنیای صامت عکاسی هم بیکار نبوده. عاشقای این هنر همه جای دنیا به یه چیز فکر میکنن، اونم پیشرفت این هنره.
عکس زبان مشترک بین همه عکاسای دنیاست. از دیدن سایتتون خوشحال شدم. از اینکه میبینم هستن کسایی که عاشق عکاسین لذت میبرم.
عکسی که گذاشتین ضد نور جالبی شده.
بهترین هارو واستون آرزو دارم.


راحله [ ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ ]

تو نمی‌دانی غریوِ یک عظمت/
وقتی که در شکنجه‌ی یک شکست نمی‌نالد/
چه کوهی‌ست!/
تو نمی‌دانی نگاهِ بی‌مژه‌ی محکومِ یک اطمینان/
وقتی که در چشمِ حاکمِ یک هراس خیره می‌شود چه دریایی‌ست!/
تو نمی‌دانی مُردن/
وقتی که انسان مرگ را شکست داده است/
چه زندگی‌ست!/
تو نمی‌دانی زندگی چیست.../


zahra hosseini [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ]

ba siaho sefid budanesh movafegham


امین روشن افشار [ ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

من عاشق عکسای ضد نور هستم.حالا بماند اینکه ما به زور لباس میخریم ولی اینا حتی برای چوب هم لباس میگیرن.آخی الاهی چقد بعضی ها ترسو هستن.دیگه ندیده بودیم لنگه ظهر کسی از چیزی بترسه البته همه ی دخترا اینتورین.چیزه عجیبی نیست.برای مثال (سوسک) با اووردن این اسمه زیبا %100 هر دختری زیره میزشو نگا میکنه !


سکوت عکس [ ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

دیگر هیچ زمینی را به امید مترسک به زیر کشت نخواهم برد چرا که من دیده ام یک آسمان کلاغ ٬ رقص باران را در کلاه مترسک به ریشخند گرفته اند . . . .
سلام-مثل همیشه اثر گذار..
احساس می کنم اگه سیاه و سفید بود..ته مایه رنگی رو هم نداشت بهتر بود.


وال [ ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

مسیح است بر صلیب انگار!


محمد امین صالحی نژاد [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

مترسک دم به دم آوازه خوان شد...صدای مضحکش در باد پیچید...مترسک آدم خوبی نمیشد...کلاه کهنه اش را باد دزدید...


هاجر [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

سلام و سپاس...
چرا این تصویر با اینکه زیباست اینقدر وحشت منتقل می کنه !احساس نا امنی به آدم دست می ده!حالا اگر از تاریکی هم میترسیدیم یه چیزی،ما که خو کرده ایم به تاریکی! این الان ضد نور و از این چیزاس دیگه نه؟!حیف که از عکاسی سر در نمی آرم ! احتمالن همون تکنیک هایی که ازشون سردر نمی آرم دست به دست هم دادن که این تصویر وحشت انگیز باشه...


عادل رضاپور [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

سلام:
اصلا قشنگ نیست


مهین دوات‌گر [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

من ایستاده‌ترم مترسک‌تر از هرچه باغبان... به شکستن دست و پای پیچکان خاطره..


معصومه [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

بترسان کلاغان سیاه دزد را/دانه ها تو را دوست دارند/ چون کشاورز که پر امید می خواند : باش تا دانه ها درخت شوند /این زمین عهد بسته که سبز شود.


سعادت [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

امین، عالی.
چه جالب، سر مترسک زیر تنشه


مهرداد [ ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

گل بود وبه سبزه نیز آراسته شد.............!!!


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2517373