۱۷ آذر ۱۳۸۷

كفاف كی دهد این باده‌ها به مستی ما؟

بانوی غم [ ۱۴ آذر ۱۳۸۸ ]

من مستم/ مست ِ مست/ اما نمی نوشم.... سال هاست / از وقتی تو را دارم / من مست ِ توام / * جالب بود عکستون


صهبا [ ۲۶ دى ۱۳۸۷ ]

مثل همیشه با سلیقه و زیبا . فقط آدرس این جاهای خوب رو به ما هم بده!!! پیروز وموفق باشی


اشکمهر [ ۲۴ آذر ۱۳۸۷ ]

اوه اوه دوست دارم این عکسو


عبدالهی [ ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ]

گاهی بی نهایت از یک نقطه ی کور آغاز می شود... بسیار عکسهای زیبایی دارید، من و دوستم هم بسیار به عکاسی علاقمند هستیم اگر افتخار بدید یه ما سر بزنید ممنون میشیم و اگه دوست داشتید تبادل لینک کنیم ما رو با عنوان " عکاسخانه " میشناسن در ضمن وقتی محبت کردید ما رو لینک کردید یه خبر به ما بدین تا ما هم شما رو لینک بکنیم http://www.jph.blogfa.com/ موفق باشید


قدرت قد قدی [ ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ]

امین جون می بینم که رفتی تو کار آب شنگولی کلک


جلیل جعفری [ ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ]

چندی پیش امین نظری پیشنهاد كرد وبلاگی راه‌اندازی كنم و در آن جا در مورد پاره‌‌ای از عكس‌های او به انتخاب خودم شرح و روایتی بنویسم. گفتم فكر خوبی است و به طور ضمنی قبول كردم. با این حال گفتم كه باید در موردش فكر كنم. این بود تا این كه چند روز پیش با وبلاگ‌نویس شدن موافقت كردم و با كمك امین وبلاگی (http://www.jaliljafari.blogfa.com/) در عین دو دلی راه‌اندازی كردم. دودلی‌ام از این بابت بود كه می‌دیدم جنس مطالبی كه در وبلاگ‌ام گذاشته می‌شود با چیزهایی كه درباره عكس‌های امین می‌نویسم فرق دارد. این را هم توضیح بدهم كه در فضای مجازی اینترنت بیشتر خودم را كامنت‌نویس می‌دانم تا وبلاگ‌نویس. امین و نفراتی دیگر این را می‌دانند. به استناد همین دلیل روایتی كه من و یا دیگران بر عكس‌‌های امین می‌نویسیم در فتوبلاگ او فقط معنی می‌دهد و این جا است كه هم‌نشینی قشنگی ایجاد می‌شود. چرا این‌ها را برای شما می‌گویم!؟ اصلا مگر من كی هستم كه همه باید بدانند چه می‌گویم و به چه چیزهایی فكر می‌كنم!؟ این‌ها را گفتم كه اولا ادای دینی كرده باشم و اقرار كنم بر شانه‌های امین ایستاده‌ام تا ماه را لمس كنم! دیگر این كه احتمالا تقابلی به وجود آمده است میان روایت‌های این قلم و روایت‌های چشم شیشه‌ای امین اما شاید كسی دلش بخواهد گاهی روایتی جدا از تصویر بخواند و بخواهد خودش تصویری از روایت صرف بسازد.


بیژن شیرالی [ ۱۸ آذر ۱۳۸۷ ]

در میخانه ببستند خدایا مپسند كه در خانه تزویر و ریا بگشایند


طلیعه [ ۱۸ آذر ۱۳۸۷ ]

گفت باید حد زند هشیار مردم ، مست را گفت هشیار بیار اینجا كسی هشیار نیست


خدیجه نادری [ ۱۸ آذر ۱۳۸۷ ]

عالی بود..شعر مناسبی رو هم انتخاب کردید.. موفق باشید


نیما [ ۱۸ آذر ۱۳۸۷ ]

چه کلکسیون رنگی زیبایی !صرفنظر از محتویات .عکس زیبایی است.


شاهد [ ۱۷ آذر ۱۳۸۷ ]

هووووه! چه خبره!


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
551838