Bayle [ ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ ]

Stands back from the keyboard in amazement! Thakns!


مهدی [ ۰۲ شهريور ۱۳۸۷ ]

سلام
خوبی؟!
عكس عالیه اما باید یه طوری می‌رسوندی اینجا خرمشهر سرافرازه!


یکی که اول اسمش صادقه [ ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ ]

چه غربتی داره این عکس...
دستت درست


انتظار [ ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ ]

سلام.........این عكس مال چند 10 سال پیشه!!!!!!!!!


خدیجه نادری [ ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ ]

عکس جالبی شده..موفق باشید.


خانم گل [ ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ ]

از وضع این خانه که بگذریم طاقهای ایوان دیدنی بود کاش یک عکس هم از یکی از طاقها می گرفتید انگار آثاری از نقاشی داره


جلیل جعفری [ ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ ]

" بی‌خودی به دنبال ارتباط نگردید!"

پرسیدم: چی شد هدی را از دست دادی؟
عینكش را برداشت و با پشت دست نم چشم‌هایش را گرفت.
من جامم را لاجرعه و بی‌سلامنوش سر كشیدم. طعم تلخ مشروب در گلویم شكست. عق زدم. چیزی بالا نیامد.
سیگاری گوشه لب‌ام گذاشت و گفت: كام بگیر. چند كام محكم بگیر.
دویدم به سمت دستشویی.


مهتاب آبی [ ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ ]

خانه تان آباد
ما ویران شدیم.


تینا [ ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ ]

هوم..پلاک235..اگه خونه ای یم مونده باشه..


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2331833