۱۹ اسفند ۱۳۸۶

دوتنها دوسرگردان دو بیكس

marjan [ ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ ]

سلام

آقای نظری خواهش میکنم این عکسها را نشان دهید به مسئولین و نظر آنها را هم بدانید بد نیست...........

ممنونم اگه این لطف را در حق این مردم بکنید.


بدون نام [ ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ ]

سلام آقای نظری!
یك پیشنهاد داشتم. برای عكسها عنوان و تیتر انتخاب نكنید.


مهدی [ ۱۷ فروردين ۱۳۸۷ ]

عالیه
اما بازم به اسم عكس اعتزاض دارم!!!!!!!!!!


مقیمی [ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ]

اقای نظری
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید(من به همه تیترهایی كه می زنید اعتراض دارم)
این دخترایی كه من توی آزادگان دیدم به خدا احساس تنهایی و بیكس نداشتند.
فقط مثل من و شما اتو كشیده نبودن


بازم میگم عكساتون عالیه دستتون طلا
چشمتون بینا


باورصاد [ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ]

وقتی دختر كوچكتر با پاهای برهنه از دور سمت اتوبوس خبرنگارها، كه از كنار مرز دشت‌آزادگان می‌گذشت، می‌دوید از پنجره بهش نگاه می‌كردم و فكر می‌كردم می‌رسه؟ رسید! بعد هم خواهر بزرگتر...، و دقایقی بعد دستهای كوچك و خاكی و چرك تحفه‌های رنگارنگ و براق شهر رو محكم به آغوش گرفت. برگشتم عقب و دیدم شما دارید از پشت شیشه ازشون عكس می‌گیرید. خسته نباشید.


آریو برزن [ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ]

در زیر پاهایشان گنجی مدفون، آرزوهایشان گرد و غبار، رخسارشان رنگ باخته آفتاب و در جیبهایشان سكه هایی از جنس فقر؛ پای برهنه ایستاده اند بر زمین خشكی كه زیرش گنجی نهان است.


مهناز میناوند [ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ]

سلام. بعضی وقت ها عکس ها قربانی عنوانشون می شن. با این عنوان عکس به شدت مخالفم. چون ملودرام و سانتی مانتالیزم اثر رو خیلی تشدید کرده. به نظرم اشاره ضمنی همیشه موثر تره. اما در مورد عکس اون پس زمینه خاکی و بیابانی و نگاه دخترک اول خیلی تاثیر گذاره. موفق باشید


سمیرا [ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ]

سلام استاد...نگاه اون دختر از زیر تکه موهاش شاهکاره


tima [ ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ]

چقدر عکس با حسیه!!!ته درد


علی پاداش [ ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ]

واقعا کار زیبا با تناقضات مختلف و بسیار مفهومی واقعا از عکسهای شما لذت می برم در عین سادگی ولی خیلی گویا


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2354254