آریان [ ۱۷ مهر ۱۳۸۶ ]

ای ولا. با حال و قشنگ شده.


دارا [ ۱۶ مهر ۱۳۸۶ ]

سلام
من بروزم
بگذار ببوسمت
لب هایم پر از ستاره و دوستت دارم است
لب هایم پر از حروف اشاره ، حروف نام تو
حالا مرا ورق بزن ...
دختر ، صفحه ی بعد سطر اول می نشیند
آن قدر منتظر ، تا به سطر دوم بیایی بی بهانه ،
بگویی دوستت دارم و نقطه
مرا ورق بزن
پس مرا ورق بزن و به امید دیدار


سمیرا [ ۱۶ مهر ۱۳۸۶ ]

امنیت هم نسبی است


هادی جعفرزاده [ ۱۵ مهر ۱۳۸۶ ]

این که بی امنیتیه نه امنیت...........


جلیل جعفری [ ۱۴ مهر ۱۳۸۶ ]

این عكس را امین گرفته. امین آدم كم حرفی است. اگر باز هم بخواهم از امین بگویم، می‌گویم كم حرف است. دیگر اینكه كم حرف است... آخر از یك آدم كم حرف چه می‌شود گفت؛ كم حرف است دیگر.
اما همین امین حرف‌های كم خود را با دختران همسایه تقسیم می‌كند. من بعضی از این دخترها را دوست دارم. وقتی امین با آنها صحبت می‌كند، چیزی از زیر پایم می‌لولد و تا توی دل‌ا‌م می‌خزد.
به گمان‌ام امین را باید كشت. تا این جور به خودش جرات ندهد دست یكی‌شان را بگیرد و لاف‌های آدی داسی برایش بزند!


علی پاداش [ ۱۴ مهر ۱۳۸۶ ]

عجب لحظه ای شکار کردید من از عکسهای اجتماعی شما که دو تضاد را هم زمان به تصویر می کشید لذت می برم و این عکس کلی حرف داره ممنون از ارسال قشنگتون


2467147