۳۰ خرداد ۱۳۸۶

اتل متل یه بابا...

 

اتل متل یه بابا                                               شرح، توضیحات و عكسها
دلیر و زار و بیمار
اتل متل یه مادر
یه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها
كه اونارو دوست دارن
آخه غیر اون دوتا
هیچ كسی رو ندارن

مامان بابا رو می‌خواد
بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتا
بابا چه مهربونه

دویدم و دویدم
سر كوچه رسیدم
بند دلم پاره شد
از اون چیزی كه دیدم

 .....ادامه 

شعر: بسیجی مرحوم ابوالفضل سپهر

                                                                   

 

مهتاب آبی [ ۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ]

گریه کردم، گریه کردم برای تمام احساس های خوب برای فداکاری مادر ، پدر دلیر و بیمار و بچه هایی که اونارو دوست دارن
عالی بود.


مهدی [ ۰۲ مرداد ۱۳۸۶ ]

خیلی زیبا عکسها رو کنار هم چیدی. انگار این چنتا عکس به اندازه چندتا کتاب قطور حرف برای گفتن دارند. از بیماری پدر , درس خوندن دوتا کوچولو و پرستاری مادر گرفته تا تشییع و تدفین. !!!!!!!!!! واقعاً عکسهای تکان دهنده ای هستند.


حسن قائدی [ ۱۰ تير ۱۳۸۶ ]

امین جان سلام.زیبا بود.
خوش به حال اونا که با توشه ای پر از نیکی رفتند.
حسن قائدی


ز.ت [ ۰۹ تير ۱۳۸۶ ]

تقدیم به همسر شهید سلطانی"

مرو ای دوست مرو ای دوست
مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
مرو ای دوست مرو ای دوست
بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر
به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو


وبلاگ عکس ها و خبرها - منجمی [ ۰۵ تير ۱۳۸۶ ]

سلام
اتل متل چه دنیا عجبیه!
امیدوارم که هیچ وقت دلاور مردی ها و رشادت های کسانی را که هشت سال برای این سرزمین جنگیدند فراموش نکنم.
**********************************
جناب نظری خسته نباشی و به امید دیدار. بدرود


yalda [ ۰۵ تير ۱۳۸۶ ]

موهای تنم سیخ شد !!! خیلی خوب همه چیز رو به تصویر کشیدی ... مخصوصا عکس آخر ...


ملتی [ ۰۴ تير ۱۳۸۶ ]

كجایند مردان بی ادعا... مارا حلال كنید... التماس دعا


jaber [ ۰۳ تير ۱۳۸۶ ]

be nazir bod amin


یکی که اول اسمش صادقه [ ۰۳ تير ۱۳۸۶ ]

سلام امین جون
دلم رو با عکس و شعر لرزوندی
نمی دونم چی بگم...


حسین شیرالی [ ۰۱ تير ۱۳۸۶ ]

دق کنیم و بمیریم.....رواست!...


پریسا كلاریس [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ]

وقتی مزد گوركن از آزادی آدمی افزون باشد، هنرمند میان " خود واقعی " و " خود هنری " تفاوتی قایل نمی‌شود و آن گاه مجبوری بر سفره تفرعن طعم تعفن را مزه‌مزه كنی! حالم به هم خورد!


رضا [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ]

از عکاسهای خوبت ممنونم و از اینکه یک شعر از بسیجی ابوالفضل سپهر آوردید واقعاً بجا و خیلی با مسماء بوده انشاء الله از این کارها خیلی بیشتر ببینیم . با آرزوی توفیق روز افزون برای شما و دوستان عزیزم .


Mary [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ]

It really impressed me, so sad but full of sense of honor.


هادی [ ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ]

ممنونم عکسات واقعا" تاثیرگذار بود امیدوارم موفق باشی


nikoo [ ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ]

sepas


قادر [ ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ]

روحش شاد
قسمت نشد ببینیمش


adel [ ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ]

دست درد نکنه امین جان من که خیلی تحت تاثیر قرارگرفتم0000000


آریان [ ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ]

کجایند مردان بی ادعا


2478165