سمیرا [ ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ ]

سلام....چقدر این عکس آدمو زنده میکنه....


کورش [ ۳۰ دى ۱۳۸۶ ]

زیباست.


خانم گل [ ۲۷ آذر ۱۳۸۶ ]

یاد كوچیكیهای خودم افتادم منم بلدم رب بگیرم


زهرا [ ۲۴ شهريور ۱۳۸۶ ]

شاهکاااااااااااارههههه. آآآآآآآآآفرییییین.


مهسا معین [ ۲۳ شهريور ۱۳۸۶ ]

سلام . خیلی عكسه قشنگی گرفتی . ولی خیلی دلم می خواد بدونم این خانومه توی عكس كیه . اخه می دونی من یه كم قلبم سیاه دیگه خودت كه اخلاقه ما دخترا رو می دونی جلال جان.


مریم [ ۲۹ مرداد ۱۳۸۶ ]

آخ. اینقدر دلم می‌خواست یك قاشق از این رب گوجه‌ رو بخورم؛ عجب مزه‌ای داره!
خیلی توپه؛ هم ذوق هنریت، هم رب‌گوجه‌ خونگی


امین [ ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ]

من موندم رب گوجه رو توی همه چی ریخته . از تشت حموم گرفته تا قابلمه


ندا [ ۱۹ مرداد ۱۳۸۶ ]

خــــــیلی خوش رنگه!!!!!!!!!!!!


داریوش [ ۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ]

از عكس كبوتره خیلی خوشم اومد
خیلی اهل دلی
موفق باشی
به ما هم سر بزن


sahand [ ۲۵ تير ۱۳۸۶ ]

vaqean axe jalebi bud mano yade bachegiham ke dastejamei ba madaro pedar va hamegi robe goje doros mikardim andakht.cheqadr nostalogik bud. mamnun az hosne entekhabet.


میلاد [ ۰۱ تير ۱۳۸۶ ]

اینجانب رفتم تو مانیتور !


نرگس [ ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ]

فوق العاده است آفرین


عباس علیزاده [ ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام امین جان. عجب رنگی. آقا من نمی دونم چرا بچه ها این همه در حسرت رنگهای نیکون اند؟ مگه این رنگ کانن چه مشکلی داره؟ امین جان اگه لطف کنی به وبلاگ من سر بزنی و نظرت رو در مورد عکسها بگی ممنون میشم. فکر می کنم خیلی میتونه به پیشرفت من کمک کنه.


هادی جعفرزاده [ ۲۴ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام امین جان
آخرش این عکسو که مجموعهای از تقارن هاست به نمایش گذاشتی
زندگی هم مثل این عکس تقارن های زیادی همراه با تناقض های نسبتا کمش داره و این بستگی به خودمون داره که عاملی برای کاهش این تناقضات باشیم یا.............


محمد رضا اقبالی [ ۲۴ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام

عکس بسیار قشنگی گرفتید
همواره نگاهتان و کارهایتان یک
و مرغوبیت عکسهایتان به خوبی رب یک و یک !


M.G [ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ ]

هنر دست زنان همیشه همه رو به حیرت می‌اندازه...
دید شكار لحظه‌ها تون را بهتون تبریك می‌گم؛ حرف نداره


بچه معمار [ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ ]

چه قشنگ!


رامین مولایی [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

کاش با قاشقی مجازی می شد از این رب خوشرنگ دلی از عزا درآورد!
دست مریزاد!


سید مهدی طاهری [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام
یاد آن زمان افتادم که در حیاط بزرگ خانه مان ،پدر و مادرم مراسم رُب گیری را برپا می کردند. یادش به خیر!
طعم و مزه اش از این ربهای با افزودنی های شیمیایی بسی لذت بخش تر بود .هرچند که زحمت نیز داشت.
دست مریزاد!


بهار [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

یاد بچگیا به خیر. خیلی قشنگ بود.


ارنست رضوی [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

دست مریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزاد


سپیده [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

همه این سرخیها رو می خوام !.......


مازیار [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

امین نمره‌ات با این عکس شده 20


Ali [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

besiar ali,tashakkor mikonim.Ali,ramin,Maziar va ostad Sahar


ساز بارون [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

من عاشق این قرمزی تو عکسم


tima [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

سوژه جالبیه!!تبریك به دید خوبت.


zoha [ ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ ]

من اول فکر کردم رنگ برای کاموا و نخ و اینا...اگه تیترش نبود عمرا میفهمیدم که رب گوجست!


احسان اخباری [ ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ ]

خیلی خاطره انگیز بود


مهین دوات‌گر [ ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ]

... درافتاد ناگه از این بام طشت!


جلیل جعفری [ ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ]


آدمی اجتماعی از تناقض‌ها است. خودش هم از دو نیمه متناقض است. آدمی از دو تكه مجزا است. یكی این دو تكه را به هم چسبانده اما عمدا یا سهوا قدری بالا و پایین كرده است. یعنی چپ و راستش با هم نمی‌خوانند. شاهد ادعا ناهماهنگی ابرو ها است و خیلی چیزهای دیگر. خودتان پیدا كنید.
چرا اینها را گفتم!؟ تا گفته باشم كه قرینه‌یابی و قرینه‌سازی نیمه گم شده آدم‌ها است. چرا آدمها دوست دارند همه چیز را جفت و جور كنند؟ تا به لذت تكامل برسند. راستی كامل بشویم كه چه بشود، هان!؟


آریان [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

واقعاً عالی ، فوق العاده و خوشمزه هست. کارت حرف نداره. تو فوق العاده ای


تینا [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

خدای من! چقد فانتزی و باورنکردنیه!


مجد [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

- نشاط می‌قرمزی ساختند
بساطی هم از قرمز انداختند « نظامی گنجوی»
- زندگیتان سرشار از رنگ های شاد باد!


مریم [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام کادربندیتون فوق العاده زیباست. همه چیز واقعا سر جاشه.


abolfazl [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

خیلی خوبه /دستت درد نکنه /خسته نباشی


روح اله [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

ایول عالیه


مهدی كاوه ئی [ ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

كار بسیار زیبا است دستت درد نكنه وقت كردی به ما هم سری بزن


2478141