۱۳ دى ۱۳۸۵

فراموشی

حسین علیزاده [ ۰۷ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام
من اتفاقی به این وبلاگ برخورد کردم
فکر کنم ما همکلاس قدیمی هستیم نه؟!!!!
تیزهوشان دزفول...

موفق باشید


ترکاشوند [ ۲۱ تير ۱۳۸۶ ]

تا که رفتیم همه یار شدند
تا که خفتیم همه بیدار شدند

قدر آئینه بدان تا که هست
نه در آن وقتی که افتاد و شکست


safaei [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

زیباست و نمی دانم چرا در بین عكسهایت غریب افتاده ... عبور از كنار دیوار مخروبه،عكسهای سیاه وسفید شهدا،طرح كلی دیوارهای سفید كه به كتاب میماند و قرار گرفتن زن در شیرازه این كتاب فرضی هریك به تنهایی كافی بود تا این عكس را ممتاز سازد و شایسته توجه بیشتر .
موفق باشید.


علیرضا مردانی [ ۰۶ اسفند ۱۳۸۵ ]

این عکست یه حس ناستولوژیک خوبی توش هست.
منتظر عکسهای خوبت هستم


حسین [ ۰۳ اسفند ۱۳۸۵ ]

یعنی چه ؟


احسان شاهپیری [ ۰۲ اسفند ۱۳۸۵ ]

ما خاكیان محجوب از كجا دانیم سر عندربهم یرزقون را؟؟؟؟؟؟؟؟


بهزاد [ ۰۲ اسفند ۱۳۸۵ ]

ایول نفس


بهزاد [ ۰۲ اسفند ۱۳۸۵ ]

ایول نفس


هادی جعفرزاده [ ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ]

کجایند عاشقان عشق تا رمز بودن را معنا کنند!؟


جلیل جعفری [ ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ]

فقط احمق‌ها نمی‌ترسند، نه؟


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
2517389